ضریب توسعه اجتماعی
رادر زنجان با کویر یزد و
شوره زار قم مقایسه کنید
ضریب توسعه اجتماعی در جغرافیای موسوم به ایران، نسبت آشکاری را بین مسئله زبان، ملیت و سطح توسعه نشان می¬دهد. چنانکه در جدول زیر مشاهده می¬شود استانهای فارس¬نشین بدون استثنا در رتبه¬های اول و استانهای آزربایجان جنوبی و قومی عموما در رتبه¬های آخر قرار دارند. به عنوان مثال، استان اردبیل در حالی در رتبه 22 جدول قرار گرفته است که استان سمنان رتبه 4 را در این جدول به خود اختصاص داده است. استان آزربایجان غربی نیز در حالی در رتبه 24 قرار گرفته است که استان فارس رتبه 6 را داراست. استان آزربایجان شرقی نیز 11 رتبه پایینتر از استان اصفهان قرار دارد. تفاوت استان همدان آزربایجان جنوبی با رتبه 19 در مقایسه با رتبه 3 استان یزد تأمل¬برانگیز است. به طور خلاصه رتبه¬های 2، 3، 4، 5، 6، 8، 9 و 10 همگی از آن استانهای فارس¬نشین است. مع¬الاسف باز هم رتبه استانهای آزربایجان جنوبی یعنی 13، 17، 19، 22 و 24 در قعر جدول قرار دارد. این در حالی است که اکثر استانهای به ظاهر محروم به لحاظ ضریب توسعه اجتماعی وضعیتی به مراتب بهتر از استانهای آزربایجان جنوبی دارند.
منبع :علیرضا علوی¬تبار، الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها، جلد 2، تهران، 1380، ص 47
آزربایجان غربی بعد از سیستان و بلوچستان بدترین شاخص آموزشی را با 0/805به خود اختصاص داده است!
منبع:
برنامه ، شماره 275 – ص 8 ، ( به نقل از معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهوری دفتر برنامه ریزی و مدیریت اقتصاد كلان (سابق))
http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh gozashteh/275/p2.htm
مجد، محمد قلی، قحطی بزرگ، ترجمه محمد کریمی، تهران: موسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی، 1387، ص 94.
و
http://fa.wikipedia.org/wiki/جمع%8Cت_شهرهای_ا%DBران
منبع:
آبراهامیان، یرواند، مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی ایران، تهران:شیرازه، 1376، ص182
رتبه اول شاخص امید به زندگی مربوط به تهران و 0/766 است. اصفهان، یزد، سمنان، قم، فارس، مازندران، در رتبه های 3 الی 10 قرار دارند.
قزوین و آزربایجان شرقی تنها قبل از استانهای بوشهر، چهار محال بختیاری و هرمزگان قرار دارند. این در حالیست که استانهای اردبیل، همدان، زنجان و آزربایجان غربی حتی از این استانهای محروم نیز عقب هستند!
برنامه، شماره 275، ص 8، به نقل از معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری، دفتر برنامه ریزی و مدیریت اقتصاد کلان (سابق)
http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh gozashteh/275/p2.htm
سرانه سرمایه گذاری دولتی در بخش صنعت استان زنجان نزدیک به صفر است
هفته نامه بهار زنجان، پنجشنبه 8 بهمن 1383، شماره131، صفحه 7
تعداد مراكز فرهنگی نشان از سرمایه گذاری دولت در بخش فرهنگ در استانهای مختلف دارد.
اطلاعات برگرفته از بولتن معاونت عمرانی وزارت ارشاد حاكی از این است كه سرمایه گذاری در بخش های عمرانی و زیربنایی در این حوزه در مناطق فارس نشین به صورت فاحشی بیشتر از سایر مناطق كشور است
منبع:سامان ،وزارت ارشاد، تهران، اردیبهشت 1381 شماره 11 ص 15
ظرفیت معدن آلومینای سراب 4 میلیارد تن می باشد كه از نظر كارشناسان هیچ نوع پس ماندی ندارد و علاوه بر ماده اولیه آلومینیوم، سیمان، منیزیم و چندین نوع داده شیمیایی دیگر نیز می توان از آن استخراج كرد به نحوی كه تمام موجودی این معدن قابل استفاده می باشد.
بررسی های كارشناسی نشان می دهد از این معدن می توان سیصد میلیون تن شمش آلومینا بدست آورد. هر تن شمس آلومینیوم در بازار فعلی جهان بین 2500 تا 3000 دلار به فروش می رسد. با استخراج سیصد میلیون تن آلومینیوم از این معدن می توان درآمدی به مقدار 750.000.000.000 دلار كسب كرد. علاوه بر این تنها از یك ماده معدن یعنی سیمان كه همزمان با استخراج آلومینا بدست می آید فقط در فاز اول هشت میلیون تن سیمان قابل برداشت است. این مقدار را می توان با قدیمی ترین كارخانه سیمان آزربایجان جنوبی (سیمان صوفیان) با ظرفیت 1/5 میلیون تن در سال مقایسه كرد. این مقایسه بزرگی و عظمت این معدن را نشان می دهد.
فقط برای یک لقمه نان
تراژدی آورارگی ملت آزربایجان در شهر های فارس نشین
آزربایجان در رده نخست مهاجر فرستی
جمعیت شهرستان خوی در سرشماری آبان سال1335، 34هزار و 491 نفر بود. در این سرشماری جمعیت شهرهای مراغه، 36.551 نفر، مرند 13.822 نفر و قوشاچای(میاندوآب) 14.796 نفر، بودند.
در همین سرشماری جمعیت شهرستان کرج 14.526 نفر بود. با مراجعه به آمار جمعیت این شهرها در آبان سال 1385 تفاوت فاحشی بین جمعیت شهرهای آزربایجان با کرج مشاهده خواهیم کرد. در سرشماری سال 85 جمعیت خوی 181.465 نفر، مراغه 149.929 نفر، مرند 11.4841، قوشاچای(میاندوآب) 114153 نفر و کرج 1.386.030 نفر می باشد. از نکات جالب اینکه، در سرشماری آبان 35، نسیم شهر کرج به عنوان یک روستای کوچک، تنها 67 نفر جمعیت داشت ولی جمعیت همین روستای کوچک در سال 85 به 135.846 نفر رسیده است.
منبع:مرکز آمار ایران
روند رشد بیمه شدگان اختیاری از سال1372-1382 به تفکیک سه استان
نبی الله ذبیح دلیل اصلی رشد بیمه در برخی استانهای کشور را رشد فرهنگ بیمه و بهبود وضعیت اقتصادی در برخی استانها میداند.استانهایی که در این رشد بهترین جایگاه را کسب کرده اند بدین ترتیب است:
1-تهران 2- یزد 3- سمنان 4-اصفهان 5- خراسان رضوی 6-فارس
7-مازندران 8-کرمان
استانهای با رشد کم نیز عبارتند از استانهای:
1-سیستان و بلوچستان 2-همدان 3-کردستان 4-آزربایجان غربی 5-اردبیل 6-لرستان 7-آزربایجان شرقی 8-زنجان
1384 ص89 بهروز، بولتن داخلی سازمان تامین اجتماعی، شماره46، بهمن
منبع: برنامه سال 9 شماره 389 20 آبان 1389
مردم سالاری نسخه شماره 1931
به منظور مطالعه جامع تر روند تغییرات پراکندگی های استانی در کشور عموما از روش تحلیل عوامل استفاده می شود. این روش ما را قادر می سازد تا شاخصهای مرکب (Composite Indices) ساخته و با استفاده از آنها بحثمان را پیگیری کنیم. دلیل ساختن شاخصهای مرکب این است که یک استان ممکن است از جهت یک شاخص رتبه بالایی داشته باشد ولی در شاخصهای دیگر وضعیت آن ثابت نباشد. در چنین مواردی انتخاب یک شاخص در یک روش علمی برای مقایسه نمی تواند ما را به نتیجه درستی هدایت کند. استفاده از شاخصهای مرکب برای رفع این مشکل مناسب است. برای ساختن شاخصهای مزبور تعداد 21 شاخص از بخشهای مختلف انتخاب (هفت شاخص صنعتی، سه شاخص کشاورزی، سه شاخص خدمات و هشت شاخص امکانات زیربنایی و شهرنشینی) و روش فوق در مورد آنها اجرا شده و شاخصهای مرکب در هر بخش استخراج گردیده است. در این قسمت Z شاخص مرکب اقتصادی را
نشان می دهد.
منبع:
- اطلاعات سیاسی-اقتصادی، سال 12، شماره اول و دوم 121-122، ص 177
منبع:
برنامه ، شماره 275 – ص 8 ، ( به نقل از معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهوری دفتر برنامه ریزی و مدیریت اقتصاد كلان (سابق))
موازنه مهاجرتی بین استانی از مهاجران داخلی کشور در کل جمعیت استانها در فاصله سالهای 1375 تا 1385
آذربایجان شرقی
143733-
آذربایجان غربی
26821-
اردبیل
55395-
زنجان
15956-
همدان
89504-
-------------------------------
اصفهان
68623
تهران
615027
خراسان رضوی
30855
سمنان
8064
قم
23403
یزد
39348
منبع:رشدمهاجرت بین استانی در كشور ،برنامه شماره 395 شنبه 11 دی
استان اصفهان به اندازه 10 استان محروم ارز گرفت
ده استان محروم به اندازه نصف استان تهران ارز گرفتند
منبع:جهان صنعت 8 اردیبهشت 1383
نمودار مقایسه ای شهر های جدید پیشنهادی بر حسب جمعیت به تفکیک استانهای آزربایجانی و فارس نشین
روزنامه دنیای اقتصاد در شماره 1349 خود خبری را مبنی بر سرمایه گذاری در 86 هزار و 660 واحد مسكونی در 13 نقطه كشور اعلام كرد
اطلاعات این طرح نشان می دهد كه در كل استانهای آزربایجان فقط 1 طرح در سهند تبریز مورد موافقت قرار گرفته است.
طراحی و ساخت 2500 واحد مسكونی-خدمات زیربنایی و رو بنایی به مساحت 50 هكتار در سهند تبریز. این طرح در استانهای فارس نشین 83960 واحد در مساحتی به وسعت 999 هكتار است. این رقم 34 برابر استانهای آزربایجان جنوبی در تعداد واحد و 20 برابر در وسعت است. این ارقام به خوبی نشان می دهد كه چگونه روند مهاجرت، فقر و استثمار منابع در آزربایجان جنوبی به نفع فارس ها در كویرستان ادامه پیدا خواهد
كرد.
منبع:
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=68255
وزارت مسكن و شهرسازی اعلام كرد؛
طرح های قابل سرمایه گذاری داخلی و خارجی در بخش مسكن
86 هزار و 660 واحد مسكونی در 13 نقطه كشور ساخته می شود.
طبق این فراخوان كه در راستای تحقق برنامه های دولت و با هدف جلب و حمایت از سرمایه گذاران در طرح های تولید انبوه مسكن تهیه شده، كلیه سازندگان انبوه مسكن و سرمایه گذاران داخلی و خارجی در این بخش می توانند با وزارت مسكن همكاری كنند.
طراحی و ساخت 6000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 95 هكتار مشهد بینالود
طراحی و ساخت 960 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 15 هكتار اصفهان پولادشهر
طراحی و ساخت 2500 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 50 هكتار تبریز سهند
طراحی و ساخت 7000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 100 هكتار اصفهان مجلسی
طراحی و ساخت 7000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 100 هكتار زاهدان رامشار
طراحی و ساخت 7000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 100 هكتار تهران ایوانكی
طراحی و ساخت 7000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 100هكتار بندر عسلویه سیراف
طراحی و ساخت 4000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 39 هكتار قم پردیسان
طراحی و ساخت 20000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 200 هكتار قم پردیسان
طراحی و ساخت 10000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت (-)هكتار شیراز
طراحی و ساخت 5000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 80 هكتار قزوین
طراحی و ساخت 10000 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت 150 هكتار پاكدشت تهران
طراحی و ساخت 300 واحد مسكونی - خدمات زیربنایی و رو بنایی مساحت (-) هكتار سنندج –شیراز - كرمانشاه
تقسیم حساب ذخیزه ارزی در دولت اصلاح طلب محمد خاتمی
طبیعی است كه روز به روز بر تعداد مهاجران از آزربایجان به مناطق فارس زبان افزوده شود. از ابتدای حساب یاد شده تا زمان انتشار این گزارش در 8 اردیبهشت سال 1384 در روزنامه جهان صنعت، در مجموع 515 طرح به مبلغ 1765 میلیون دلار راه اندازی شده بود. بر اساس این گزارش استان تهران به تنهایی دو برابر 10 استان محروم از حساب ذخیره ارزی استفاده كرده بود. این استان با 189 طرح 942 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت كرده بود كه تا تاریخ انتشار این گزارش 153 طرح به مبلغ 778 میلیون دلار گشایش اعتبار شده بود.
به واحدهای صنعتی استان که خود یک قطب صنعتی است نیز به تنهایی به اندازه ده برابر ده استان محروم ارز تخصیص یافته بود
منبع: روزنامه جهان صنعت، پنج شنبه 8 اردیبهشت سال 1384
parlak yildizlardayim
یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۰ ه.ش.
چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ ه.ش.
پخش هزاران هزار تراکت با مضمون دعوت به قیام یکم خرداد در دانشگاه آزاد تبریز
گزارش های رسیده از تبریز حاکی از آن است که فعالین دانشگاه آزاد بار دیگر فشار امنیتی شدید حراست را در اقدامی کاملا غافلگیرانه در هم شکستند و اقدام به پخش هزاران تراکت در دانشگاه آزاد نمودند که با استقبال دانشجویان همراه و در نتیجه هیاهوی ایجاد شده موجب دست پاچگی نیروهای حراست و لباس شخصی و همچنین مزدوران بسیجی شد،و مطابق روال قبل درب های دانشکده ها بسته و جست و جوی ابلهانه و ناکام این نیروها آغاز شد.این تراکت ها به منظور همگرایی با بیانیه های فعالین حرکت ملی که مردم را به حضور گسترده در اعتراض یکم خرداد دعوت کرده اند پخش شد.
لازم به ذکر است که در دانشگاه آزاد تبریز فعالین حرکت ملی به علت محروم بودن از حداقل امکانات(کانون،مجله و...) تمامی فعالیت های خود را به صورت زیر زمینی انجام می دهند که چالش های زیادی را برای نیروهای حراست ایجاد کرده است و این نیروها در پی ناکام ماندن در کنترل اوضاع دست به دامن نیروهای لباس شخصی امنیتی و خبرچینان بسیجی شده اند به طوری که دانشگاه به اداره جات سپاه میماند تا محل تحصیل! این گستاخی تا بدان جا پیشرفته که این نیروها با توهین به ساحت مقدس دانشگاه حتی از آوردن مامورین نیروی انتظامی به جلوی درب های دانشگاه نیز ابایی ندارند.
اما بدانند که اگر با نیروی قهریه خود تمام راه های زمین را ببندند از هوا نیز صدای عدالت را بر سرشان آوار میکنیم.
لازم به ذکر است که در دانشگاه آزاد تبریز فعالین حرکت ملی به علت محروم بودن از حداقل امکانات(کانون،مجله و...) تمامی فعالیت های خود را به صورت زیر زمینی انجام می دهند که چالش های زیادی را برای نیروهای حراست ایجاد کرده است و این نیروها در پی ناکام ماندن در کنترل اوضاع دست به دامن نیروهای لباس شخصی امنیتی و خبرچینان بسیجی شده اند به طوری که دانشگاه به اداره جات سپاه میماند تا محل تحصیل! این گستاخی تا بدان جا پیشرفته که این نیروها با توهین به ساحت مقدس دانشگاه حتی از آوردن مامورین نیروی انتظامی به جلوی درب های دانشگاه نیز ابایی ندارند.
اما بدانند که اگر با نیروی قهریه خود تمام راه های زمین را ببندند از هوا نیز صدای عدالت را بر سرشان آوار میکنیم.
سهشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ ه.ش.
بیانیه جمعی از کارگران و زحمت کشان اذربایجانی در مورد سالگرد قیام خردادماه تبریز وسایر شهرهای اذربایجان
اولوتانرینین ادیله
ملت غیور و جوانان پرشور و شعور اذربایجان کارگران زحمت کشان و انان که به عنوان یک اذربایجانی تبعیض را دیده ولمس نموده اید این صدا و قلم کارگران زحمت کش اذرباجانی است کارگرانی که به خاطر ترک بودنشان از بنادر جنوب وشهرکهای صنعتی اصفحان اخراج شده اند .
این صدای مظلومیت ما است بشونید و بدانید که در طول تاریخ چنان مظلوم نبوده ایم که هم اکنون در زیر پرچم حاکمیت فاشیستی ؟؟ ترکان اذربایجان با توجه به بی اعتنایی نظام فاشیستی حاکم بر جامعه ودروغ پردازی های مکرر نظام در مورد تورم افسارگسیخته پس از طرح شیطانی هدفمند کردن یارانه ها توسط مافیای دولت فاشیستی و تاثیر مستقیم ان در سفره های این ملت مظلوم بخصوص کارگران زحمت کش بر خلاف اظهارات اولیه احمدی نژاد که رفته رفته موجبات فقر و بیکاری را در تمام مناطق غیر مرکزی از جمله اذربایجان عزیزمان فراهم اورده و هزاران مشکل عدیده را بر این ملت تحمیل کرده است اذربایجانی اکنون راهی جنوب و تهران و اصفهان میشود برای امرار معاش و کسب روزی حلا ل و در انجا مورد تمسخر و اخراج بی مورد قرار میگیرد اما معادن مس سونگون و سایر پروژه های کنار رود اراز به اصفهانی ها و فارسها داده میشود ایا این بی عدالتی نیست مگر کارگر اذربایجانی چه گناهی دارد به غیر از راست بودن و صد البته ترک بودن ؟؟ اذربایجانی عزیز .
با نگاهی به پیشینه تحقیر و تمسخر و حق خوری این ملت در 32 سال گذشته که در صنعت رفاه و حتی ورزش نیز بصورت عریان موجود بوده و نیازی به توضیح ندارد . چرا که همگان شاهد هستند که چه اتفاقاتی در کارخانجات زمین فوتبال و روزنامه ایران( در سال 85 ( افتاده است . نتیجا با تقارن این شرایط انقباظی اقتصادی و معیشتی ملت همیشه ستمدیده اذربایجان که به رغم داشتن منابع غنی اقتصادی اعم از نیروی انسانی متعهد ومنابع زیرزمینی خدادادی و حتی نفت که از سوی نظام فاشیستی بایکوت شده و به یغما برده میشود باعث شده است تا اذربایجانی مظلوم زیر خط فقر بر زندگی خویش ادامه دهد ایا این حق ما است ؟؟ اذربایجان ملتی چکمز بو ذلتی
در تقارن این نارضایتی عمومی با سالگرد حماسه ا خرداد 85 که باز هم این ملت شجاعانه در مقابل مزدوران نظام با قبول هزینه سنگین جانی احاد ملت ایستاد و سینه های جوانانش را سپر گلوله و ضربات باتوم مزدوران نظام فاشیستی قرار داد .
این ملت همیشه حماسه ساز باز هم همراه همدل و همصدا با فعالین حرکت ملی اذربایجان در روز یکشنبه 1|3|1390 با فریاد گارگر اویاخدی اوز ائلینه دایاخدی در وعده گاه راسته کوچه ساعت 5عصر جهت اعتلای ارمانهای ملی اذربایجان و حقوق اولیه انسانی ملت خویش و حق طلبی .ثروتهای عظیم به یغما رفته و فرهنگ و هویت مورد تهاجم قرار گرفته این خاک همیشه سربلند صدای خود را به گوش دیکتاتور فاشیست و خون خوار خواهد رساند.
ارزوی کارگر اذربایجانی چرخاندن چرخهای صنعت اذربایجان به دست گارگر اذربایجانی وبدون دخالت فاشیزم است ما شایستگی رسیدن به رشد اقتصادی و صنعتی شدن را در دنیای امروز داریم فاشیزم این فرصت را از ما گرفته است چون فاشیزم هیچگاه خواهان پیشرفت اذربایجان نبوده است .
پیام امروز گارگران اگاه اذربایجان متحد شدن دانشجو کارگر طرفدار تیم تراکتور سازی و بازاری و...... برای ساختن اذرباجان ازاد است اذربایجانی که به دست خود اذربایجانی اداره شود ان روز دور نخواهد بود اگر متحد شویم و همه یاشاسین اذربایجان بگوییم یکشنبه 1 خرداد 1390 ساعت 5 عصر میدان راسته کوچه ( در پایان اعلام میداریم ما گارگران اذربایجانی به هیچ گروه وحزب سیاسی وابستگی نداریم به جز اذربایجان وخاک عزیزمان.
نه ساغچییخ نه سولچی ملت چییخ ملت چی
یاشاسین اذربایجانین میلی حرکتی
ملت غیور و جوانان پرشور و شعور اذربایجان کارگران زحمت کشان و انان که به عنوان یک اذربایجانی تبعیض را دیده ولمس نموده اید این صدا و قلم کارگران زحمت کش اذرباجانی است کارگرانی که به خاطر ترک بودنشان از بنادر جنوب وشهرکهای صنعتی اصفحان اخراج شده اند .
این صدای مظلومیت ما است بشونید و بدانید که در طول تاریخ چنان مظلوم نبوده ایم که هم اکنون در زیر پرچم حاکمیت فاشیستی ؟؟ ترکان اذربایجان با توجه به بی اعتنایی نظام فاشیستی حاکم بر جامعه ودروغ پردازی های مکرر نظام در مورد تورم افسارگسیخته پس از طرح شیطانی هدفمند کردن یارانه ها توسط مافیای دولت فاشیستی و تاثیر مستقیم ان در سفره های این ملت مظلوم بخصوص کارگران زحمت کش بر خلاف اظهارات اولیه احمدی نژاد که رفته رفته موجبات فقر و بیکاری را در تمام مناطق غیر مرکزی از جمله اذربایجان عزیزمان فراهم اورده و هزاران مشکل عدیده را بر این ملت تحمیل کرده است اذربایجانی اکنون راهی جنوب و تهران و اصفهان میشود برای امرار معاش و کسب روزی حلا ل و در انجا مورد تمسخر و اخراج بی مورد قرار میگیرد اما معادن مس سونگون و سایر پروژه های کنار رود اراز به اصفهانی ها و فارسها داده میشود ایا این بی عدالتی نیست مگر کارگر اذربایجانی چه گناهی دارد به غیر از راست بودن و صد البته ترک بودن ؟؟ اذربایجانی عزیز .
با نگاهی به پیشینه تحقیر و تمسخر و حق خوری این ملت در 32 سال گذشته که در صنعت رفاه و حتی ورزش نیز بصورت عریان موجود بوده و نیازی به توضیح ندارد . چرا که همگان شاهد هستند که چه اتفاقاتی در کارخانجات زمین فوتبال و روزنامه ایران( در سال 85 ( افتاده است . نتیجا با تقارن این شرایط انقباظی اقتصادی و معیشتی ملت همیشه ستمدیده اذربایجان که به رغم داشتن منابع غنی اقتصادی اعم از نیروی انسانی متعهد ومنابع زیرزمینی خدادادی و حتی نفت که از سوی نظام فاشیستی بایکوت شده و به یغما برده میشود باعث شده است تا اذربایجانی مظلوم زیر خط فقر بر زندگی خویش ادامه دهد ایا این حق ما است ؟؟ اذربایجان ملتی چکمز بو ذلتی
در تقارن این نارضایتی عمومی با سالگرد حماسه ا خرداد 85 که باز هم این ملت شجاعانه در مقابل مزدوران نظام با قبول هزینه سنگین جانی احاد ملت ایستاد و سینه های جوانانش را سپر گلوله و ضربات باتوم مزدوران نظام فاشیستی قرار داد .
این ملت همیشه حماسه ساز باز هم همراه همدل و همصدا با فعالین حرکت ملی اذربایجان در روز یکشنبه 1|3|1390 با فریاد گارگر اویاخدی اوز ائلینه دایاخدی در وعده گاه راسته کوچه ساعت 5عصر جهت اعتلای ارمانهای ملی اذربایجان و حقوق اولیه انسانی ملت خویش و حق طلبی .ثروتهای عظیم به یغما رفته و فرهنگ و هویت مورد تهاجم قرار گرفته این خاک همیشه سربلند صدای خود را به گوش دیکتاتور فاشیست و خون خوار خواهد رساند.
ارزوی کارگر اذربایجانی چرخاندن چرخهای صنعت اذربایجان به دست گارگر اذربایجانی وبدون دخالت فاشیزم است ما شایستگی رسیدن به رشد اقتصادی و صنعتی شدن را در دنیای امروز داریم فاشیزم این فرصت را از ما گرفته است چون فاشیزم هیچگاه خواهان پیشرفت اذربایجان نبوده است .
پیام امروز گارگران اگاه اذربایجان متحد شدن دانشجو کارگر طرفدار تیم تراکتور سازی و بازاری و...... برای ساختن اذرباجان ازاد است اذربایجانی که به دست خود اذربایجانی اداره شود ان روز دور نخواهد بود اگر متحد شویم و همه یاشاسین اذربایجان بگوییم یکشنبه 1 خرداد 1390 ساعت 5 عصر میدان راسته کوچه ( در پایان اعلام میداریم ما گارگران اذربایجانی به هیچ گروه وحزب سیاسی وابستگی نداریم به جز اذربایجان وخاک عزیزمان.
نه ساغچییخ نه سولچی ملت چییخ ملت چی
یاشاسین اذربایجانین میلی حرکتی
جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ه.ش.
امام جمعه های نسل دوم آذربایجان و پان ایرانیسم
توضیح: به بهانه سخنان امام جمعه زنجان ،واعظی، مبنی بر حمایت از محمود خان ذوالفقاری در مقابله با حرکت ملی آذربایجان، مقالهای از سعید متینپور (روزنامه نگار و فعال حقوق بشر تورک) ارائه میگردد که در آبان 85 در همین زمینه به رشته تحریر در آورده بود. لازم به ذکر است که متینپور مقالات خویش را در وبلاگ www.zenganli.blogfa.com مینوشت که این وبلاگ فیلتر بود و سال گذشته کلا از سوی بلاگفا حذف گردید.
"چه خوب بود اگر انديشه والاي آيت الله شبستري، چراغي در ذهن و انديشه هاي دولتمردان ما روشن مي كرد و به آن ها فرصت مي داد كه به حقوق از دست رفتة ملت ايران بينديشند و براي ظلمي كه در عهدنامه هاي كذايي گذشته بر بخشي بزرگ از ميهن بزرگمان ايران روا داشته شده چاره اي بينديشند كه اگر روزي حاكمان وقت به جاي ورود به بحث هاي جنجالي و بي ثمر روز وارد حوزه اين مصلحت بزرگ ملي شوند ما پان ايرانيست ها راه هاي عبور موفقيت آميز از اين راه را تدارك ديده ايم و حاضريم با ميل و رغبت در اختيار ديپلماسي ايران قرار دهيم." اين جملات بخش پاياني مقاله منوچهر يزدي (سخنگو و عضو شوراي عالي رهبري حزب پان ايرانيست) در نشرية داخلي حاكميت ملت است. كل مطلب در وبلاگ "فرمان آريا" درج شده است.
براي يك ناظر خارجي شايد تصور يك چنين همپوشاني نيز ممكن نباشد چرا كه دولت جمهوري اسلامي هميشه خود را يك دولت دين مدار و اسلام پناه نشان داده است و اين چنين تطبيقي ميان سخنان يك مقام مذهبي و يك عضو ارشد حزب اپوزسيون آن هم در مورد يك دولت مسلمان ديگر، بسيار بعيد به نظر مي رسد.اما شواهد و سوابق چيز ديگري مي گويند.آنچه امروز از زبان اين مقام مذهبي شنيده مي شود گوشه اي از تفكر ملي گراي فارسي است كه جنبش هويت طلب ترك را در ايران هدف گرفته است.همه بازيها سر آذربايجان و تركان ايران است و گرنه نه اينان را ياراي مواجهه با جمهوري آذربايجان است و نه اصلا چنين خيالاتي به ذهن ارباب قدرت مي آيد.
در آخرين روزهاي تابستان 1382 در زنجان، به دست ماموران اداره حفاظت و اطلاعات آذربايجان شرقي دستگير و همراه يك همشهري ديگر كه در تيرماه همان سال در مراسم قلعه بابك شركت كرده بود به همين اتهام به تبريز منتقل و بازداشت شديم. دو روز تحت بازجويي بودم و روز سوم قاضي جوان و خجالتي دادگاه انقلاب تشخيص داد آدمي كه آنها به دنبالش بوده اند نيستم. بازجوئيها توسط دو بازجو و به صورت جداگانه بود.همه حرفها و بازي ميان من و بازجوها به كنار.يكي از ايشان به صراحت از سركوب فرقه دموكرات آذربايجان در زمان پهلوي حمايت كرد.نمي دانم آْيا آن مامور خود متوجه بود كه چه مي گويد يا فقط حرف روساي احتمالا فارس زبانش را تكرار مي كرد.او كشتار بيش از 25 هزار انسان و زنداني شدن، تبعيد و آوارگي دهها هزار ديگر را امري درست تلقي مي كرد؛ آنهم بدست دولتي كه اساسا دليل وجود جمهوري اسلامي در بيان رهبران آن طاغوت بودن،وابسته بودن و مستبد بودن آن است.مگر محمد رضا شاه بدون رضايت قدرت هاي شرق و غرب مي توانست چنان حمام خوني راه بياندازد؟اما اكنون مامور امنيتي نظام اسلام ماب ما نيز آن قتل عام را تاييد مي كند.حافظه و نگاه آن مامور ترك را تاريخ آينده آدربايجان به شدت اصلاح خواهد كرد.با او كاري و بر او و امثالش حرجي نيست.اما اين سخن و گفتار امروز امام جمعه فعلي تبريز و رفتار امام جمعه هاي اردبيل و زنجان دقت بيشتري مي طلبد.
در حالي كه تبليغات مذهبي در اغلب نقاط كشور تا عمق خرافات ريشه مي زنند دولت در آذربايجان نهاد روحانيت را را محمل تبليغات پان ايرانيستي و ضد ترك قرار داده است.از چهار مركز استانهاي آدربايجان امام جمعه سه مركز زنجان ، اردبيل و تبريز از نسل دوم امام جمعه هاي پس از انقلاب هستند.رفتار شناسي هر سه امام جمعه ما را به نتايجي رهنمون مي شود كه جز با نگاه ملي گرايانه فارس قابل تفسير نيستند.واعظي امام جمعه زنجان در اول خرداد ماه امسال وقتي در مقابل جماعت معترض به كاريكاتور به قول خودش "متعفن" روزنامه ايران ايستاد به چنان تركي سليسي سخن گفت كه حاظران از او انتظار نداشتند و چنان واژه ترك را بي محابا به كار برد كه از سياستمداران دول ترك فقط تركيه اي ها آن را چنان به كار مي برند.او گفت در طول تاريخ هيچ كس نتوانسته است سلاح از دست سرباز ترك بگيرد.اين جمله نيز چنان ادا شد كه سربازان ترك از سپاه آتيلا تا لشگر 31 عاشورا را در بر مي گرفت.اما همن امام جمعه علي رغم اعتراضات مردمي و نارضايتي بسياري از نمازگزاران هنوز هم خطبه هاي نماز جمعه را تركي نمي خواند.از طرف ديگر از زنداني شدن رضا عباسي، يكي از كساني كه ميدان را براي سخنراني او مهيا كرد چنين به راحتي گذشته است.عجيب نيست يك مقام مذهبي اين چنين وارد باريهاي سياسي ملي گرايانه آن هم بر عليه ملتي شود كه قصد دارد ايشان را رهبر ديني باشد.
در اردبيل هنوز چند روز بيشتر از اعتراض عباس لساني به حكم دادگاه بدوي نمي گذشت كه در مغازه اش دستگير شد.او فراري نبود و به قيد وثيقه آزاد شده بود و با يك احضاريه خود به دادگاه مي رفت.از طرفي به شكل حداقل كم سابقه اي به سرعت دادگاه تجديد نظر اردبيل نه تنها حكم قبلي را تاييد كرد بلكه به گونه اي بي سابقه مجازات را افزايش داد.به نطر مي رسد چنين تعجيل و خشمي ناشي از متن اعتراضيه لساني باشد.در آن متن او معاونت در هر تخريبي را رد و مانند سابق تاكيد كرده كه به اصرار مردم سخنراني كرده است و ايشان را از هر گونه خشونتي پرهيز داده است.وي در اين متن از آن دسته ماموران انتظامي و امنيتي كه در رفتار خود پس از حوادث خردادماه تجديد نظر كرده اند تقدير كرده است.تنها انتقاد او شامل سيد حسن عاملي امام جمعه اردبيل مي شود و او را به خاطر نقشي كه در سركوب تظاهرات مردم اردبيل در ششم خرداد داشته است سرزنش مي كند.شايد توجه دوباره به متن انتقاد لساني از عاملي علت سرعت عمل در زنداني شدن دوباره اش را برملا كند.
اما امام جمعه تبريز به عنوان يك روحاني شيعه كه بايد بنا به دستورات ديني كه مكلف به عمل بدانهاست غم مشكلات مردم شيعه جمهوري آذربايجان را داشته باشد چشم طمع به آن خاك دوخته است.اگر يك مقام آمريكايي چنين ادعايي مي كرد مي گفتيم چشم طمع به نفت دارند.آيت ا... شبستري چه مي خواهد؟جز اين است كه دولت ايران از قدرت گرفتن و بالندگي تمدن تركي در آذربايجان خوف دارد و در مقابل آن به پان ايرانيسم پناه برده است.يزدي نامي كه از شبستري چنان ستايشي كرده است در سمت راستش در تصوير وبلاگ فرمان آريا پرچم شير و خورشيد دارد و قيافه اش اصلا جمهوري اسلامي پسند نيست.
مدافعان دين و حاميان سنت را آن هم در ميدان سياست و با سلاح قدرت دولتي و دين به سراغ فرهنگ تركي فرستاده اند.در حالي كه كه امام جمعه هاي فارس زبان تهران مبلغ دينمداري شده اند امامان جمعه آذربايجان مورد حمايت حزب پان ايرانيست قرار مي گيرند.اگر فقط به جنايتي كه روسها و ارامنه در قره باغ آفريدند فكر كنيم آن وقت فاصله شبستري با ديني را كه نشان از آن بر سردارد خواهيم فهميد.بايد هم چشم پوشي امام جمعه تبريز از مظلوميت آذربايجان به مذاق يك پان فارسيست خوش آيد و تشويقش كند.در همان وبلاگ خبر از اتحاديه ارمنستان، تاجيكستان و ايران در مقابل تركها داده شده است.
تجربه سالهاي اخير نشان داده است كه اكثريت مردم در انتخاب راههاي سياسي و منافع ملي فارغ از منافع قشري برخي نهادها مي انديشند و عمل مي كنند.همين را ارباب قدرت به نيكي فهميده اند و شاهد بوديم چگونه امام جمعه زنجان در اول خرداد تندتر و بي مهاباتر از جوانان احساساتي ما صحبت كرد.اما در اين ميان باز قرباني بزرگ دين و اخلاقيات وابسته به آن است.بي گمان حمله به دين در آذربايجان و زمين گير كردن آن خواسته اصلي و نهايي سياستهاي پان ايرانيستي است.سنت آذربايجاني آميختگي شديدي با مذهب شيعه دارد.خصوصا مذهب شيعه و زبان تركي به نوعي حافظان يكديگر بوده اند.تركي، شيعه را در ميان مردم نفوذ داده است و شيعه حافظ تركي در نزد ارباب قدرت بوده است.دشمن پس از صد سال آزمون و خطا محلي را كه بايد بكوبد شناخته است.باقي بماند تا حركت بعدي ...
"چه خوب بود اگر انديشه والاي آيت الله شبستري، چراغي در ذهن و انديشه هاي دولتمردان ما روشن مي كرد و به آن ها فرصت مي داد كه به حقوق از دست رفتة ملت ايران بينديشند و براي ظلمي كه در عهدنامه هاي كذايي گذشته بر بخشي بزرگ از ميهن بزرگمان ايران روا داشته شده چاره اي بينديشند كه اگر روزي حاكمان وقت به جاي ورود به بحث هاي جنجالي و بي ثمر روز وارد حوزه اين مصلحت بزرگ ملي شوند ما پان ايرانيست ها راه هاي عبور موفقيت آميز از اين راه را تدارك ديده ايم و حاضريم با ميل و رغبت در اختيار ديپلماسي ايران قرار دهيم." اين جملات بخش پاياني مقاله منوچهر يزدي (سخنگو و عضو شوراي عالي رهبري حزب پان ايرانيست) در نشرية داخلي حاكميت ملت است. كل مطلب در وبلاگ "فرمان آريا" درج شده است.
براي يك ناظر خارجي شايد تصور يك چنين همپوشاني نيز ممكن نباشد چرا كه دولت جمهوري اسلامي هميشه خود را يك دولت دين مدار و اسلام پناه نشان داده است و اين چنين تطبيقي ميان سخنان يك مقام مذهبي و يك عضو ارشد حزب اپوزسيون آن هم در مورد يك دولت مسلمان ديگر، بسيار بعيد به نظر مي رسد.اما شواهد و سوابق چيز ديگري مي گويند.آنچه امروز از زبان اين مقام مذهبي شنيده مي شود گوشه اي از تفكر ملي گراي فارسي است كه جنبش هويت طلب ترك را در ايران هدف گرفته است.همه بازيها سر آذربايجان و تركان ايران است و گرنه نه اينان را ياراي مواجهه با جمهوري آذربايجان است و نه اصلا چنين خيالاتي به ذهن ارباب قدرت مي آيد.
در آخرين روزهاي تابستان 1382 در زنجان، به دست ماموران اداره حفاظت و اطلاعات آذربايجان شرقي دستگير و همراه يك همشهري ديگر كه در تيرماه همان سال در مراسم قلعه بابك شركت كرده بود به همين اتهام به تبريز منتقل و بازداشت شديم. دو روز تحت بازجويي بودم و روز سوم قاضي جوان و خجالتي دادگاه انقلاب تشخيص داد آدمي كه آنها به دنبالش بوده اند نيستم. بازجوئيها توسط دو بازجو و به صورت جداگانه بود.همه حرفها و بازي ميان من و بازجوها به كنار.يكي از ايشان به صراحت از سركوب فرقه دموكرات آذربايجان در زمان پهلوي حمايت كرد.نمي دانم آْيا آن مامور خود متوجه بود كه چه مي گويد يا فقط حرف روساي احتمالا فارس زبانش را تكرار مي كرد.او كشتار بيش از 25 هزار انسان و زنداني شدن، تبعيد و آوارگي دهها هزار ديگر را امري درست تلقي مي كرد؛ آنهم بدست دولتي كه اساسا دليل وجود جمهوري اسلامي در بيان رهبران آن طاغوت بودن،وابسته بودن و مستبد بودن آن است.مگر محمد رضا شاه بدون رضايت قدرت هاي شرق و غرب مي توانست چنان حمام خوني راه بياندازد؟اما اكنون مامور امنيتي نظام اسلام ماب ما نيز آن قتل عام را تاييد مي كند.حافظه و نگاه آن مامور ترك را تاريخ آينده آدربايجان به شدت اصلاح خواهد كرد.با او كاري و بر او و امثالش حرجي نيست.اما اين سخن و گفتار امروز امام جمعه فعلي تبريز و رفتار امام جمعه هاي اردبيل و زنجان دقت بيشتري مي طلبد.
در حالي كه تبليغات مذهبي در اغلب نقاط كشور تا عمق خرافات ريشه مي زنند دولت در آذربايجان نهاد روحانيت را را محمل تبليغات پان ايرانيستي و ضد ترك قرار داده است.از چهار مركز استانهاي آدربايجان امام جمعه سه مركز زنجان ، اردبيل و تبريز از نسل دوم امام جمعه هاي پس از انقلاب هستند.رفتار شناسي هر سه امام جمعه ما را به نتايجي رهنمون مي شود كه جز با نگاه ملي گرايانه فارس قابل تفسير نيستند.واعظي امام جمعه زنجان در اول خرداد ماه امسال وقتي در مقابل جماعت معترض به كاريكاتور به قول خودش "متعفن" روزنامه ايران ايستاد به چنان تركي سليسي سخن گفت كه حاظران از او انتظار نداشتند و چنان واژه ترك را بي محابا به كار برد كه از سياستمداران دول ترك فقط تركيه اي ها آن را چنان به كار مي برند.او گفت در طول تاريخ هيچ كس نتوانسته است سلاح از دست سرباز ترك بگيرد.اين جمله نيز چنان ادا شد كه سربازان ترك از سپاه آتيلا تا لشگر 31 عاشورا را در بر مي گرفت.اما همن امام جمعه علي رغم اعتراضات مردمي و نارضايتي بسياري از نمازگزاران هنوز هم خطبه هاي نماز جمعه را تركي نمي خواند.از طرف ديگر از زنداني شدن رضا عباسي، يكي از كساني كه ميدان را براي سخنراني او مهيا كرد چنين به راحتي گذشته است.عجيب نيست يك مقام مذهبي اين چنين وارد باريهاي سياسي ملي گرايانه آن هم بر عليه ملتي شود كه قصد دارد ايشان را رهبر ديني باشد.
در اردبيل هنوز چند روز بيشتر از اعتراض عباس لساني به حكم دادگاه بدوي نمي گذشت كه در مغازه اش دستگير شد.او فراري نبود و به قيد وثيقه آزاد شده بود و با يك احضاريه خود به دادگاه مي رفت.از طرفي به شكل حداقل كم سابقه اي به سرعت دادگاه تجديد نظر اردبيل نه تنها حكم قبلي را تاييد كرد بلكه به گونه اي بي سابقه مجازات را افزايش داد.به نطر مي رسد چنين تعجيل و خشمي ناشي از متن اعتراضيه لساني باشد.در آن متن او معاونت در هر تخريبي را رد و مانند سابق تاكيد كرده كه به اصرار مردم سخنراني كرده است و ايشان را از هر گونه خشونتي پرهيز داده است.وي در اين متن از آن دسته ماموران انتظامي و امنيتي كه در رفتار خود پس از حوادث خردادماه تجديد نظر كرده اند تقدير كرده است.تنها انتقاد او شامل سيد حسن عاملي امام جمعه اردبيل مي شود و او را به خاطر نقشي كه در سركوب تظاهرات مردم اردبيل در ششم خرداد داشته است سرزنش مي كند.شايد توجه دوباره به متن انتقاد لساني از عاملي علت سرعت عمل در زنداني شدن دوباره اش را برملا كند.
اما امام جمعه تبريز به عنوان يك روحاني شيعه كه بايد بنا به دستورات ديني كه مكلف به عمل بدانهاست غم مشكلات مردم شيعه جمهوري آذربايجان را داشته باشد چشم طمع به آن خاك دوخته است.اگر يك مقام آمريكايي چنين ادعايي مي كرد مي گفتيم چشم طمع به نفت دارند.آيت ا... شبستري چه مي خواهد؟جز اين است كه دولت ايران از قدرت گرفتن و بالندگي تمدن تركي در آذربايجان خوف دارد و در مقابل آن به پان ايرانيسم پناه برده است.يزدي نامي كه از شبستري چنان ستايشي كرده است در سمت راستش در تصوير وبلاگ فرمان آريا پرچم شير و خورشيد دارد و قيافه اش اصلا جمهوري اسلامي پسند نيست.
مدافعان دين و حاميان سنت را آن هم در ميدان سياست و با سلاح قدرت دولتي و دين به سراغ فرهنگ تركي فرستاده اند.در حالي كه كه امام جمعه هاي فارس زبان تهران مبلغ دينمداري شده اند امامان جمعه آذربايجان مورد حمايت حزب پان ايرانيست قرار مي گيرند.اگر فقط به جنايتي كه روسها و ارامنه در قره باغ آفريدند فكر كنيم آن وقت فاصله شبستري با ديني را كه نشان از آن بر سردارد خواهيم فهميد.بايد هم چشم پوشي امام جمعه تبريز از مظلوميت آذربايجان به مذاق يك پان فارسيست خوش آيد و تشويقش كند.در همان وبلاگ خبر از اتحاديه ارمنستان، تاجيكستان و ايران در مقابل تركها داده شده است.
تجربه سالهاي اخير نشان داده است كه اكثريت مردم در انتخاب راههاي سياسي و منافع ملي فارغ از منافع قشري برخي نهادها مي انديشند و عمل مي كنند.همين را ارباب قدرت به نيكي فهميده اند و شاهد بوديم چگونه امام جمعه زنجان در اول خرداد تندتر و بي مهاباتر از جوانان احساساتي ما صحبت كرد.اما در اين ميان باز قرباني بزرگ دين و اخلاقيات وابسته به آن است.بي گمان حمله به دين در آذربايجان و زمين گير كردن آن خواسته اصلي و نهايي سياستهاي پان ايرانيستي است.سنت آذربايجاني آميختگي شديدي با مذهب شيعه دارد.خصوصا مذهب شيعه و زبان تركي به نوعي حافظان يكديگر بوده اند.تركي، شيعه را در ميان مردم نفوذ داده است و شيعه حافظ تركي در نزد ارباب قدرت بوده است.دشمن پس از صد سال آزمون و خطا محلي را كه بايد بكوبد شناخته است.باقي بماند تا حركت بعدي ...
یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ ه.ش.
بایرام تان مبارک
سال جدید بر تمامی کسانی که این آیین را پاس می دارند از هر تیره و طایفه و ملتی،مبارک باشد.
چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ه.ش.
باورهای مردم آزربایجان به 4 شنبه ی آخر سال
-هرکه در روز چهارشنبه به خانه جدید اسباب کشی نماید دچار بلا می گردد.
-گویند بریدن پارچه لباسی در شب چهارشنبه علامت خوبی به شمار می رود و پوشنده اش ثروتمند می گردد.
-پوشیدن لباس نو در شب چهارشنبه خوش یمن است.
-در شب چهار شنبه آخر سال قهرها آشتی می کنند.
-آنکه از روی یک لباس لباس دیگری پوشد هرگز عریان نمی ماند.
در شب چهارشنبه آخر سال نحس صحبت نکرده،شراب ننوشیده و کارهای ناشایست نباید انجام داد.
-در شب چهار شنبه آخر سال هرآنچه که در طبیعت وجود دارد نو و تازه می گردد.
-در شب چهارشنبه آخر سال اعمال،خواسته ها،افکار و رفتار انسان نیز تغییر می یابد.
-در شب چهارشنبه آخرسال نوعروسال را بر گرد آتش گردانده می گویند:«بگذار صاحب آتش و اجاق پُر گردند.»
-گویند اگر آتش خاموش گردد،اجاق نیز خاموش می شود.
-هرگاه ساقه ی زنبق سفید روییده در رودها و برکه ها شروع به بلندشدن نمایند گویندعمر زمستان به سرآمده و بهار در راه است.
-پرستو،گل نوروز(نوعی نرگس صحرایی)،بنفشه و گل یخ پیام آوران بهار به شمار می روند.
-کشتن پرستو گناه است.
-هرکه به سوی پرستو سنگ پرتاب کند دچار بلا گردد.
-در روز چهارشنبه کوتاه کردن مو و ناخن خوش یمن است.گویند کننده ی این کارها از مشقت و تنگنا رهیده،گشایش کار نصیبش می گردد.
-هرکه روز در چهارشنبه ی آخر سال پلک چشمش بی اختیار بلرزد،به سفر خواهدرفت.
-گویند آن که روز چهارشنبه گوشش سوت کشد،مژده ای به او می رسد.
-گویند بریدن پارچه لباسی در شب چهارشنبه علامت خوبی به شمار می رود و پوشنده اش ثروتمند می گردد.
-پوشیدن لباس نو در شب چهارشنبه خوش یمن است.
-در شب چهار شنبه آخر سال قهرها آشتی می کنند.
-آنکه از روی یک لباس لباس دیگری پوشد هرگز عریان نمی ماند.
در شب چهارشنبه آخر سال نحس صحبت نکرده،شراب ننوشیده و کارهای ناشایست نباید انجام داد.
-در شب چهار شنبه آخر سال هرآنچه که در طبیعت وجود دارد نو و تازه می گردد.
-در شب چهارشنبه آخر سال اعمال،خواسته ها،افکار و رفتار انسان نیز تغییر می یابد.
-در شب چهارشنبه آخرسال نوعروسال را بر گرد آتش گردانده می گویند:«بگذار صاحب آتش و اجاق پُر گردند.»
-گویند اگر آتش خاموش گردد،اجاق نیز خاموش می شود.
-هرگاه ساقه ی زنبق سفید روییده در رودها و برکه ها شروع به بلندشدن نمایند گویندعمر زمستان به سرآمده و بهار در راه است.
-پرستو،گل نوروز(نوعی نرگس صحرایی)،بنفشه و گل یخ پیام آوران بهار به شمار می روند.
-کشتن پرستو گناه است.
-هرکه به سوی پرستو سنگ پرتاب کند دچار بلا گردد.
-در روز چهارشنبه کوتاه کردن مو و ناخن خوش یمن است.گویند کننده ی این کارها از مشقت و تنگنا رهیده،گشایش کار نصیبش می گردد.
-هرکه روز در چهارشنبه ی آخر سال پلک چشمش بی اختیار بلرزد،به سفر خواهدرفت.
-گویند آن که روز چهارشنبه گوشش سوت کشد،مژده ای به او می رسد.
سهشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ ه.ش.
چهارشنبه ی خاک(تورپاق چرشنبه سی)
چهارشنبه ی پایان سال در آستانه ی عید نوروز به چهارشنبه آخر معروف است.این چهارشنبه در میان مردم به نام های چون «چهارشنبه ی زمین» و «چهارشنبه سوری» مشهور است.
آنگونه که پیداست به هنگام آخرین چهارشنبه ی سال نهایتاً خاک بیدار می گردد.آب،گرما و هوای موجود در آن به حالت عادی در آمده و جهت کشت و دانه افشانی مهیا می گردد.نیاکان ما با شادترین مراسم ها و آیین ها و آوازها و نغمه ها به استقبال بیدارگشتن خاک می رفته اند.
در میان مردم این باور وجود داشت که با زنده شدن آخرین عنصر از عناصر طبیعی،آّب،آتش،باد و خاک قوت بیشتری می یابند و تن پوش زمین را دگرگون می سازند و جهت رهانیدن انسان ها از نداری و فقر،قحطی و سختی ها و محرومیت ها نیرو و قدرت مضاعف پیدا می کنند.در همین ارتباط و طبق افسانه ای قدیمی متداول میان مردم زمانی که خلق از محرومیت و قحطی رنج می برده اند روزی سیل،آتش و باد به میهمانی معبد زیرزمینی خاتون خاک یا ایزدبانوی خاک می روند.خاتون را از خواب بیدار نموده از گرسنگی و مشقت حاکم بر مردم آگاهش می سازند.خاتون پس از شنیدن ماجرا می گوید:«آنکه خلق را را تنگنا و بدبختی اندازد،خود به فلاکت می افتد.» و بلافاصله از جای برمی خیزد.با سیل و آتش و باد دست به دست هم داده این چنین می خوانند:
-زمزم گلدی،آتش گلدی،یئل گلدی(زمزم آمد،آتش آمد،باد آمد)
-تَزه اؤمور،تَزه محصول،ایل گلدی.(عمر تازه،محصول تازه و سال نو آمد.)
ودر حالی که این آواز را می خواندند از زیر خاک به در آمده وارد جهان روشن می ردند.گویند آن روز همان آخرین چهارشنبه ی سال بود که در میان مرد بسیار عزیز می باشد.
آخرین چهارشنبه سال در مقایسه با دیگر چهارشنبه ها از نظر آیین،مراسم،اعتقادات،بازی ها و پایکوبی ها پربارترین و مهم ترین می باشد.به ونه ای که چهارشنبه با ویژگی های منحصر یه فردش بیشتر مورد توجه واقع می گردید.آیین های این روز از اول صبح با پرستش بر آب آغاز می شود.مردم در کنار آب ها حاضر شده از روس آن می پریدند و دردها و آرزوهای خود را به آب گفته از وی یاری می طلبیدند.همچنین اصلاح و یا نابودی افرادی که در میان مردم بی عدالتی نموده،عداوت و کینه به پا ساخته و یا خون ناحق می ریختند را از آب می خواستند و این عمل در میان خلق بسیار متداول بود.
در این چهارشنبه چندین مراسم دیگر نیز اجرا می گردید که تا ظهر به طول می انجامید سپس نوبت به پایکوبی های دیگر می رسید که ویژه ی بعدازظهر بودند.
مراسم ویژه ی عصر آخرین چهارشنبه بسیار پرقوت تر بود.اسپند دود کردن،آتش افروختن،از روزنه ها و یا دودکش خانه ها شال یا توبره به داخل آویختن،فال گوش ایستادن و ... .
همچنین در آن روز در مزارع و زمین های کشاورزی آیین های دسته جمعی خاصی برگزار می شد و در اغلب مکان ها آوازهای مربوط به کشاورزان خوانده می شد.در آن روز عموماً خاک بسیار گرامی شمرده شده،مردم اقدام به تمیز کردنش می نمودند و مراسم گوناگونی در بستان ها و زمین ها اجرا می کردند.پایکوبی های مربوط به آتش نیز در آن روز از عصر که هوا کم کم رو به تاریکی می رفت آغاز گشته تا نصف شب ادامه می یافت.
چهارشنبه آخر سال که پرستش بر آب و آتش و باد و خاک را تماماً در خود منعکس می کرد بیشتر در اعتقادات قبل از ظهور اسلام و یا زرتشتی گری ریشه دارد و کاملاً بارز است.
لازم به ذکر است که بعضاً آخرین چهارشنبه به غلط مرتبط با باد ذکر شده است.لیکن با کمی دقت می توان دریافت که نوروز با بیداری خاک و آغاز فصل جدید کاشت معروف و پسندیده گردیده است.همان گونه که از افسانه ی خاتون خاک نیز پیداست هدف عمده ی عناصری که قبل از خاک بیدار می گردیدند یعنی آب و آتش(گرما) و باد همانا بیدار نمودن خاک است.پس بدین ترتیب به دلیل بیدار شدن خاک در آخرین چهارشنبه ی سال،ارتباط دادن این روز با خاک و زمین به واقعیت نزدیک تر می باشد.
آنگونه که پیداست به هنگام آخرین چهارشنبه ی سال نهایتاً خاک بیدار می گردد.آب،گرما و هوای موجود در آن به حالت عادی در آمده و جهت کشت و دانه افشانی مهیا می گردد.نیاکان ما با شادترین مراسم ها و آیین ها و آوازها و نغمه ها به استقبال بیدارگشتن خاک می رفته اند.
در میان مردم این باور وجود داشت که با زنده شدن آخرین عنصر از عناصر طبیعی،آّب،آتش،باد و خاک قوت بیشتری می یابند و تن پوش زمین را دگرگون می سازند و جهت رهانیدن انسان ها از نداری و فقر،قحطی و سختی ها و محرومیت ها نیرو و قدرت مضاعف پیدا می کنند.در همین ارتباط و طبق افسانه ای قدیمی متداول میان مردم زمانی که خلق از محرومیت و قحطی رنج می برده اند روزی سیل،آتش و باد به میهمانی معبد زیرزمینی خاتون خاک یا ایزدبانوی خاک می روند.خاتون را از خواب بیدار نموده از گرسنگی و مشقت حاکم بر مردم آگاهش می سازند.خاتون پس از شنیدن ماجرا می گوید:«آنکه خلق را را تنگنا و بدبختی اندازد،خود به فلاکت می افتد.» و بلافاصله از جای برمی خیزد.با سیل و آتش و باد دست به دست هم داده این چنین می خوانند:
-زمزم گلدی،آتش گلدی،یئل گلدی(زمزم آمد،آتش آمد،باد آمد)
-تَزه اؤمور،تَزه محصول،ایل گلدی.(عمر تازه،محصول تازه و سال نو آمد.)
ودر حالی که این آواز را می خواندند از زیر خاک به در آمده وارد جهان روشن می ردند.گویند آن روز همان آخرین چهارشنبه ی سال بود که در میان مرد بسیار عزیز می باشد.
آخرین چهارشنبه سال در مقایسه با دیگر چهارشنبه ها از نظر آیین،مراسم،اعتقادات،بازی ها و پایکوبی ها پربارترین و مهم ترین می باشد.به ونه ای که چهارشنبه با ویژگی های منحصر یه فردش بیشتر مورد توجه واقع می گردید.آیین های این روز از اول صبح با پرستش بر آب آغاز می شود.مردم در کنار آب ها حاضر شده از روس آن می پریدند و دردها و آرزوهای خود را به آب گفته از وی یاری می طلبیدند.همچنین اصلاح و یا نابودی افرادی که در میان مردم بی عدالتی نموده،عداوت و کینه به پا ساخته و یا خون ناحق می ریختند را از آب می خواستند و این عمل در میان خلق بسیار متداول بود.
در این چهارشنبه چندین مراسم دیگر نیز اجرا می گردید که تا ظهر به طول می انجامید سپس نوبت به پایکوبی های دیگر می رسید که ویژه ی بعدازظهر بودند.
مراسم ویژه ی عصر آخرین چهارشنبه بسیار پرقوت تر بود.اسپند دود کردن،آتش افروختن،از روزنه ها و یا دودکش خانه ها شال یا توبره به داخل آویختن،فال گوش ایستادن و ... .
همچنین در آن روز در مزارع و زمین های کشاورزی آیین های دسته جمعی خاصی برگزار می شد و در اغلب مکان ها آوازهای مربوط به کشاورزان خوانده می شد.در آن روز عموماً خاک بسیار گرامی شمرده شده،مردم اقدام به تمیز کردنش می نمودند و مراسم گوناگونی در بستان ها و زمین ها اجرا می کردند.پایکوبی های مربوط به آتش نیز در آن روز از عصر که هوا کم کم رو به تاریکی می رفت آغاز گشته تا نصف شب ادامه می یافت.
چهارشنبه آخر سال که پرستش بر آب و آتش و باد و خاک را تماماً در خود منعکس می کرد بیشتر در اعتقادات قبل از ظهور اسلام و یا زرتشتی گری ریشه دارد و کاملاً بارز است.
لازم به ذکر است که بعضاً آخرین چهارشنبه به غلط مرتبط با باد ذکر شده است.لیکن با کمی دقت می توان دریافت که نوروز با بیداری خاک و آغاز فصل جدید کاشت معروف و پسندیده گردیده است.همان گونه که از افسانه ی خاتون خاک نیز پیداست هدف عمده ی عناصری که قبل از خاک بیدار می گردیدند یعنی آب و آتش(گرما) و باد همانا بیدار نمودن خاک است.پس بدین ترتیب به دلیل بیدار شدن خاک در آخرین چهارشنبه ی سال،ارتباط دادن این روز با خاک و زمین به واقعیت نزدیک تر می باشد.
اشتراک در:
پیامها (Atom)
















